
|
آریانا فرشته کوچولو | ||
|
خاطره های بد یا خوبش ازش بجا میمونه ، امیدوارم که تموم خاطره های بد با عوض شدن سال جدید از یادها بره و فقط خاطرات خوب و قشنگش تو ذهن همه بجا بمونه .
وبلاگی بود که همگیشون رو از صمیم قلبم دوست دارم و همیشه آرزوی بهترینها رو براشون از خداوند متعال خواستارم .
سلامتی رو برای همه دوستان وبلاگی و دیگر دوستان و خانواده ام دارم و امیدوارم همیشه ایام بکامتان باشه .
بی نصیب نگذارید . آرزوی بهترینها رو برای همگی آرزومندم .
مهربانم ای خوب ! یک نفر هست که با تو
...
این بار , یاد قلبت باشد
[ جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳٦ ب.ظ ] [ سپیده عمه آریانا ]
برای زمانیکه شش یا هفت ماهش بود تنگ میشه . خدایا شکرت از این که فرشته کوچولو ما سلامت و شاداب هستش و هر روز شاهد قد کشیدن و بزرگ شدنش هستیم . خدایا شکرت بخاطر وجودش همه شاد و خوشحالند و هزاران بار شکرت ... خداوندا همیشه نگهدار و پناه فرشته کوچولوی ما و همه فرشته کوچولوها باش . آمین!
کلی خانم میومدند و وسایل مختلف میفروختند . ما هم دو تا آینه خوشگل ازشون خریدیم . آریانا آینه ها رو از ما گرفته بود و باهاشون بازی می کرد ، که یهو گفت خانوما آینه دارم ، همه مسافرهایی که پیش ما بودند و شنیدند کلی از دستش خندیدند و می گفتند چه زود راه افتاد .
زبونیهاش هم که خیلی بیشتر از قبل شده و دل همه رو میبره . چند روز پیش بهم گفت عمه جونی برام ماهی میخیی ( میخری ) . گفتم بله عزیزم یه ماهی کوچولو برات میخرم ، بهش گفتم اسمش رو چی میذاری سریع گفت نمو . از تعجب شاخ در آورده بودم که نمو ماهی کوچولوی کارتنی رو از کجا میشناخت ، چون زیاد اهل کارتون نیست گهگاهی نگاه میکنه .
[ سهشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٦:٢۸ ب.ظ ] [ سپیده عمه آریانا ]
همش با گریه از خواب بیدار می شد و متوجه می شدیم که خواب بد دیده و با هزار زور و زحمت آرومش میکردیم . کلی هم دل نازک شده تا چیزی میشه سریع میگه ملیضم .( مریضم ) .
آدم دلش میخواد اون لحظه کلی ماچ مالیش کنه . در جمله هاش از کلمه خودت و خودم زیاد استفاده میکنه .
( مدرسه ) . دائم هم عشق این رو داره که خودکار یا مداد بگیره دستش و ورق رو خط خطی کنه یا بقول خودش " نداشی (نقاشی) کنم . "
[ دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٥:٤٦ ق.ظ ] [ سپیده عمه آریانا ]
جایی میریم خیلی قشنگ سلام میکنه و جواب میده ، مکالمات تلفنی اش که دیگه کامل کامل هستش . بقدری قشنگ صحبت میکنه که ازش لذت میبریم . زمانیکه شخص جدیدی از دوستان یا آشنایان رو میبینه با لحن خوشگلی میگه من آریانام یا من آریانا هستم .
شعرهایی که بلد هستش رو زمزمه میکنه ، بعضی اوقات هم میون شعرهاش دعا میخونه مثلا اسم کسانیکه که دوستشون داره مخصوصا باباش رو میگه : خدایا منو ، بابامو نگه دار ....
حمام از دستش در میاره . ازش می پرسیم ساعت چنده میگه : ١٢ وقتی چیزی رو میبینه که خوشش میادکلی ذوق میکنه و همش میگه : خوشدله ( خوشگله ) .
[ یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٦:۱٧ ق.ظ ] [ سپیده عمه آریانا ]
|
||